![]() |
![]() |
|
| ترنم مهتاب |
|
زچشمت چشم آن دارم که از چشمم نیندازد
به چشمانت که چشمانم به چشمان تو مینازد .....
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم آبان 1390ساعت توسط دختر شرقی |
|
|
.... درکشور من مردم بانفرت بیشتری به صحنه بوسیدن دو عاشق نگاه میکنند تا صحنه اعدام زیستن با چنین مردمانی دردناک است...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم مهر 1390ساعت توسط دختر شرقی |
|
|
به دنبال واژه نباش ... کلمات فریبمان می دهند وقتی اولین حرف الفبا کلاه سرش برود ... فاتحه کلمات را باید خواند
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم مهر 1390ساعت توسط دختر شرقی |
|
|
شب ها آمدند و روزها سپری شدند
وتو ...
همان خوب دیروزی .... |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم خرداد 1390ساعت توسط دختر شرقی |
|
|
گنجشک به خدا گفت : لانه کوچکی داشتم آرامگاه خستگیم سرپناه بی کسیم بود
طوفان تو ان را از من گرفت کجای دنیای توراگرفته بودم ؟؟ خداگفت:
ماری در راه لانه ات بود تو خواب بودی باد را گفتم لانه ات را
واژگون کندآنگاه تو از کمین مار پرگشودی !!
چه بسیاربلاها که تورابه واسطه محبتم دور کردم وتو
ندانسته به دشمنیم برخاستی..
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم بهمن 1389ساعت توسط دختر شرقی |
|
|
وقتی با خدا گل یا پوچ می کنی
نترس..
توبرنده ای
چون خدا همیشه دو دستش پره..! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم بهمن 1389ساعت توسط دختر شرقی |
|
|
خدایا به من کمک کن که وقتی
می خواهم درباره ی
راه رفتن کسی قضاوت کنم
کمی با کفش های او
راه بروم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت توسط دختر شرقی |
|
|
غلط است هر که بگوید دل به دل راه دارد
دل من زغصه خون شد دل تو خبر ندارد
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت توسط دختر شرقی |
|
|
مرغ سحر ناله سر کن
داغ مرا تازه تر کن
زآه شرر بار
این قفس را
بر شکن و زیرو زبر کن ...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت توسط دختر شرقی |
|
|
بهار می تواند در تو باشد
اگر به برگ هایت رنگ سبز
بزنی .... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت توسط دختر شرقی |
|
|
كهكشان ها كو زمينم
زمين كو وطنم
وطن كو خانه ام
خانه كو مادرم
مادر كو كبوترانم
معناي اين همه سكوت چيست
من گم شدم در تو يا تو گم شدي در من اي زمان
كاش هرگز آن روز از درخت انجير پايين نيامده بودم .... كاش....
...........................................................................
شب در چشمان من است
به سياهي چشم هايم نگاه كن
روز در چشمان من است
به سفيدي چشم هايم نگاه كن
شب و روز در چشمان من است
به چشم هاي من نگاه كن
پلكي اگر فرو بندم جهاني در ظلمات فرو خواهد رفت...
......................................................................
چه مهمانان بي دردسري هستند مردگان
نه به دستي ظرفي را چرك ميكنند نه به حرفي دلي را آلوده
تنها به شمعي قانع اند واندكي سكوت.......
......................................................................
نه نه به كفر من نترس
نترس كافر نمي شوم هرگز
زيرا به نمي دانم هاي خود ايمان دارم
انسان و بي تضاد ؟
..................................................................
تا هستم جهان ارثيه بابامه .......
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت توسط دختر شرقی |
|
|
حرمت نگه دار دلم ،گلم كه اين اشكها خون بهاي
عمر رفته من است...
سند زده ام همه را يكجا به حرمت چشمانت....
به حرمت تو ....
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت توسط دختر شرقی |
|
|
در گذر گاه زمان
خيمه شب بازي دهر
با همه تلخي و شيريني خود ميگذرد
عشق ها مي ميرد
رنگها رنگ دگر مي گيرد
و فقط خاطره هاست
كه چه شيرين و چه تلخ
دست ناخورده به جا مي ماند...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت توسط دختر شرقی |
|
|
این مثنوی حدیث پریشانی من است بشنو که سوگنامه بیداری من است امشب نه اینه شام غریبان گرفته ام بلکه به یمن آمدنت جان گرفته ام گفتی غزل بگو غزلم شور و حال مرد بعد از تو حس شعر فنا شد خیال مرد گفتم مرو که تیره شود زندگانی ام با رفتنت به خاک سیه می نشانیم گفتی زمین مجال رسیدن نمی دهد بر چشم باد فرصت دیدن نمی دهد
وقتی نقاب محور یکرنگ بودن است معیار مهر ورزیمان سنگ بودن است
دیگر چه جای دلخوشی و عشق بازی است اصلا کدام احمق از این عشق راضی است این عشق نیست فاجعه ی قرن آهن است من بودنی که عاقبتش نیست بودن است حالا به حرف های غریبت رسیده ام فهمیده ام که خوب تورا بد شنیده ام حق با تو بود از غم غربت شکسته ام بگذار صادقانه بگویم که خسته ام
بیزارم از تمام رفیقان نارفیق این ها چقدر فاصله دارند تا رفیق
من را به ابتذال نبودن کشانده اند روح مرا به مسند پوچی نشانده اند
تا این برادران ریا کار زنده اند این گرگ سیرتان جفا کار زنده اند
یعقوب درد میکشد و کور میشود یوسف همیشه وصله ناجور میشود اینجا نقاب شیر به کفتار می زنند منصور را هر اینه بر دار می زنند
اینجا کسی برای کسی کس نمی شود حتی عقاب در خور کرکس نمی شود
جایی که سهم مرگ به جز تازیانه نیست حق با تو بود ماندنمان عاقلانه نیست ما می رویم چون دلمان جای دیگر است ما میرویم هر که بماند مخیر است ما میرویم گر چه زالطاف دوستان بر جای جای پیکرمان زخم خنجر است دلخوش نمی کنیم به عثمان و مذهبش در دین ما ملاک مسلمان ابوذر است ما میرویم مقصدمان نامشخص است هر جا رویم بی شک از این شهر بهتر است
از سادگی است گر به کسی تکیه کرده ایم اینجا که گرگ با سگ گله برادر است
ما میرویم ماندن با درد فاجعه است در عرف ما نشستن یک مرد فاجعه است دیریست رفتند امیران قافله ما مانده ایم قافله پیران قافله اینجا دگر چه باب و من پای لنگ نیست باید شتاب کرد مجال درنگ نیست بر درب آفتاب پی باج می رویم ما هم بدون بار به معراج می رویم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت توسط دختر شرقی |
|
|
هشدار مده که ناروا خواهم رفت
در راه تو بی برگ و نوا خواهم رفت
گر چاه کن راه تو هستی ای دوست
زین پس همه جا سر به هوا خواهم رفت
.....................................................
هر کس که نشان درد را دید به من
رخت غم عشق پوشید به من
من منکر عشق بودم اما دیدی
این تهمتشان چه خوب چسبید به من ....
.......
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت توسط دختر شرقی |
|
|
غم در نگاه خیس و ترم خانه می کند
وقتی انار شعر مرا دانه می کند از روزهای سرد پاییز آمده
گیسوی واژه های مرا شانه می کند بی او که از کرانه خورشید آمده است
بال دلم شکسته و پروا نمی کند پروانمی کند پروبال شکسته ام
دارد خیال تو مرا دیوانه می کند خط خورده مشق شب شعرم چه سود
غم در نگاه خیس و ترم خانه می کند
از سروده های خواهرم "هستی"
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت توسط دختر شرقی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت توسط دختر شرقی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
درخت را به نام برگ
بهار را به نام گل ستاره را به نام نور کوه را به نام سنگ دل شکفته مرا به نام عشق عشق را به نام درد مرا به نام کوچکم صدا بزن .. امیدوارم از وبلاگم راضی باشید |
| پیوندها |
|
آخرين پرواز (رهسپار عزيز) خوش خيال كاغذي(داداشی) عشق بارون(عطيه) loooooooooooove (سعيد) با شما وقت دلتنگی(نسترن) خاطر |
|
RSS
|